لسان الملك سپهر
1883
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
فرستاد تا مردمان بدانند هيچ پسر خوانده را در شريعت احكام پسر لازم نگردد : ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً . « 1 » معنى چنان است كه : پسر خوانده را روا نيست كه بگويد محمّد پدر من است ، محمّد پدر هيچ يك از شما نيست ؛ بلكه پيغمبر خدا و خاتم انبياست . هم اين آيت در اين معنى فرود شده : وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ . « 2 » مىفرمايد : پسرخواندهها را پسر خود مشماريد اين سخنى است كه بر زبان شما مىگذرد و حقيقتى ندارد ، ايشان را پسرهاى پدران ايشان بخوانيد و اگر پدر ايشان را ندانيد برادران شما و دوستان شمايند در دين . بالجمله در قصّهء زينب مردم عامه و گروهى كه عقيدت ناصواب دارند به روايات نالايق پرداختهاند ، و روايت آن سزاوار نيست و هر كه را ايمان استوار و دل دانا باشد كه پيغمبر معصوم است و عصمت خداوند نگاهبان اوست هرگز نظر او بر خطا نيفتد ، و قصّهء زينب جز اين نيست كه مرقوم افتاد . و در سبب نزول آيه حجاب روايت ديگر نيز كردهاند . عايشه حديث كند كه : زوجات مطهّرات شبانگاه از براى قضاى حاجت به صحرا بيرون مىشدند و عمر معروض مىداشت كه : زنان اگر در حجاب باشند نيكوتر است تا مردم ايشان را بازندانند ، و يك شب سوده بنت زمعه را از دور نگريستم و او زنى بلند بالا و جسيم بود بشناخت و گفت : اى سوده تو را شناختم و اين جسارت از براى حرص بر نزول آيه حجاب كرد ، پس خداوند آيت حجاب بفرستاد و جز اين نيز گفتهاند . و ذكر اين جمله از سياقت تاريخنگاران بيرون است . و در فضايل زينب آوردهاند كه يك روز پيغمبر بر مهاجرين قسمت اموال فيء « 3 » مىفرمود و زنان خويش را نيز چيزى بداد الّا زينب بنت جحش را . عرض كرد : زنى نماند كه عطيتى برنگرفت و مكانت پدر و برادر و خويشاوندان او ملحوظ نيفتاد بايست كه براى آن كس كه مرا با تو داد عطائى فرمائى . اين سخن در پيغمبر عظيم اثر كرد فأحزن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قولها و بلغ منه كلّ المبلغ .
--> ( 1 ) . سورهء احزاب ، آيهء 40 . ( 2 ) . سورهء احزاب ، آيهء 4 و 5 . ( 3 ) . فيء : غنيمت .